عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
41
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
آن بهشت در گرفت ، و راهش را پل بلوى ساخت تا هر كه قصد مولى دارد نخست پل بلوى باز گذارد . شيخ الاسلام انصارى رحمة اللَّه گفت : من چه دانستم كه مادر شادى رنج است ، و زير يك ناكامى هزار گنج است ! من چه دانستم كه اين باب چه بابست و قصهء دوستى را چه جوابست ! من چه دانستم كه صحبت تو مهينهء قيامت است ، و عز وصال تو در ذل حيرتست ! جان و جهان كعبه جايى خوش است و معشش اولياست و مستقرّ صديقانست ؛ اما باديهء مردم خوار در پيش دارد ، ميل در ميل و منزل در منزل ، تا خود كرا جست آن بود كه آن ميلها و منزلها باز برد و بكعبهء معظم رسد ! عالمى در باديهء مهر تو سرگردان شدند * تا كه يابد بر در كعبهء قبولت بردبار ( سنايى ) پس چون راه بهشت بر بىمرادى و ناكامى نهاد فرمان در آمد كه : يا جبريل ! اكنون بازنگر تا چه بينى ؟ جبريل آن راه پر خطر ديد ، و آن ميلهاى مجاهدت ، و منزلهاى با رياضت ديد كه بر راهگذار بهشت نهاده ، و عزت قرآن خبر مىدهد كه تا آن ميلهاى مجاهدت باز نبرى راه به حضرت ما نيابى وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا . جبرئيل كه چنان ديد گفت : « بار خدايا ! نپندارم كه ازيشان يك كس در بهشت شود . » مصطفى ص گفت پس رب العالمين دوزخ را بيافريد با انكال و سلاسل و با زقوم و حميم . جبرئيل را فرمود : كه يا جبرئيل يكى در رو درين زندان ، تا اثر غضب ما بينى ، و صفت عقوبت ما بدانى . - جبرئيل رفت و دوزخ را ديد با آن دركات و انواع عقوبات - گفت : بار خدايا ! « و عزّتك لا يسمع بها احد فيدخلها » بعزت تو خداوندا كه كسى صفت اين دوزخ نشنود و آن گه كارى كند كه بأن كار در دوزخ شود . پس رب العالمين هر چه از شهوات دنيا بود از آنچ